سيد جلال الدين آشتيانى
75
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
نهفته معنى نازك بسى است در خط يار * تو فهم آن نكنى اى اديب من دانم * * * رسم نگارنده در تأليف و تصنيف اين است كه به يك قلم ، مطالب مركوز ذهنى خود را تحرير مىكنم و همان نوشتهء اول را مىدهم به مطبعه . مطالبى را كه مىنويسم ، فقط در غلط گيرى مطبعه براى دفعه دوم مرور مىكنم . اگر در برخى از موارد عبارت رسا نيست و پيچيدگى دارد از صاحبان دانش معذرت مىخواهم . مطالب موجود در اين مقدمه در دوازده فصل از اين قرار است : فصل اوّل : در وجود است . قيصرى از چند طريق اثبات نموده است كه اصل وجود ، حقيقت حق تعالى است . عرفاى متأخرين از اصل وجود مطلق ، تعبير به وجود لا به شرط مقسمى و مطلق عارى از قيد ، اطلاق نمودهاند . ظهور اطلاقى اين وجود ، منشأ تعين و تحقق جميع حقايق است كه از آن حقايق تعبير باثر حق و وجود مقيد و به شرط لا و از فعل اطلاقى و ظهور انبساطى حق بوجود مطلق و لا به شرط تعبير كردهاند . قسمت مهمى از مباحث الهيّات به معناى اخص ، از قبيل اثبات واجب و صفات كماليهء حق و بيان اطلاقات حقيقت وجود نسبت بقيود و تعينات ناشى از تنزل وجود در مظاهر خلقى و كمالات لازم حقايق وجودى ، در اين فصل بيان شده است . نگارنده جميع اين مباحث را با طريقهء اهل نظر تطبيق و مباحث مزبور را بر طبق مسلك حكمت متعاليه بيان كردهام . فصل ثانى : در اسماء و صفات حق و تجليات وجود مطلق از مظاهر خلقى ، و بيان صفات ايجابى و سلبى و جلالى و جمالى ، و بيان مفاتيح غيب و شهادت از اسماء الهيه ، و بيان وجوه فرق بين اسماء ذات و صفات و افعال ، و بيان وجود فرق بين اسماء مستأثره و كيفيت توليد اسماء جزئيه از اسماء كليه ، و كيفيت حكومت اسماء بر مظاهر خلقى و سر دوام دولت و حكومت برخى از اسماء و انقطاع احكام برخى ديگر از اسماء مىباشد .